سید حسین فدای حسین، در این مقاله پژوهشی، وضعيت تئاتر كودك و نوجوان در ايران  را بررسی کرده است.

 ٭ مقدمه

« بر اين باورم كه تئاتر كودكان از بزرگ‌ترين ابداعات قرن بيستم بوده‌است. اين نوع تئاتر، قوي‌ترين معلم اخلّاق و بهترين انگيزه به سوي بهزيستي است كه نبوغ آدمي آن‌را آفريده‌است. »

اين سخن "مارك تواين"، نويسنده نامدار كودكان و نوجوانان در خصوص ويژه‌گي و اهميت تئاتر كودك، حقيقتي انكار ناپذير است كه بسياري از بزرگان عرصه هنر و ادبيات و حتي صاحب‌نظران مسائل تربيتي و روانشناسي كودكان و نوجوانان، به آن واقف بوده و همواره مقوله تئاتر كودك را به عنوان عرصه‌اي جهت بروز و رشد استعدادها و خلّاقيت‌هاي كودكان و فرصتي براي نقش‌آفريني و كسب آمادگي جهت ورود به اجتماع و درعين‌حال مجالي براي زدودن رفتارها و آداب ناپسند و برطرف نمودن ضعف‌ها و معايب دوران گروه پاکان

كودكي، مورد توجه قرار داده‌اند.

از سوي ديگر، به اعتقاد بسياري از صاحب‌نظران، هرگونه سرمايه گذاري مادي و معنوي و برنامه ريزي عميق و دراز مدت، جهت رشد و اعتلاي جامعه، مي‌بايست با كودكان آغاز گردد. كودكاني كه وارث و حافظ تمدن آينده‌اند. بنابراين، هرقدر كودكان به لحاظ رشد ذهني و ادراك معنوي، غني و پربار گردند، در حقيقت تمدن انساني پربار مي‌گردد. با اين وصف، توجه به مقوله تئاتر كودك، به عنوان قوي‌ترين و موثرترين ابزار آموزش و پرورش جسم و روح كودكان و نوجوانان، به معناي توجه به اعتلاي جامعه و تلاش در جهت ساختن تمدن انساني آينده خواهد بود.

با توجه به آنچه در اين مقدمه كوتاه آمد، - و در ادامه نيز بيشتر مورد اشاره قرار خواهد گرفت - متاسفانه تئاتر كودك و نوجوان، در حدود نيم قرني كه از شكل‌گيري‌اش در ايران مي‌گذرد، بجز در مقاطعي كوتاه، هرگز مورد توجه دست‌اندركاران، متوليان و مسئولين امر قرار نگرفته‌است. در اين گزارش، سعي بر آن است تا از زواياي مختلف به اين مهم پرداخته و در صورت امكان راهكاري براي توجه و عنايت هرچه بيشتر به اين مقوله بسيار مهم ارائه گردد.

 ٭ تعريف تئاتر كودك ونوجوان

منصور خلج، نويسنده، كارگردان و پژوهش‌گر تئاتر كودك، در گفتگويي با كتاب ماه كودك و نوجوان، - شماره 76 - در تعريفي از تئاتر كودك، آن‌را به لحاظ ساختاري بسيار شبيه نمايش بزرگسالان مي‌داند: "يك  نمايش‌نامه خوب كودك، دقيقا همان مشخصات نمايش‌نامه بزرگسال را دارد به اضافه اين‌كه بايد در فرصتي كوتاه به انجام برسد و موجز باشد تا كودك را جذب كند. بايد سرگرم كننده هم باشد و به لحاظ تربيتي، چيزهايي به او بدهد."

 خلج، در ادامه اين گفتگو و در توضيح تعريف خود از تئاتر كودك، چنين مي‌گويد " تئاتر كودك، تئاتري است دراماتيك؛ با تمام آن چيزهايي كه در تئاتر بزرگسال هست، مثل گره افكني، تحول شخصيت و گره‌گشايي. اينها چيزهايي است كه همواره براي بچه‌ها جذاب است."

ايشان، سپس تئاتر كودك را با توجه به ويژگي‌ و اقتضاي سني كودكان و نوجوانان به دو بخش تقسيم مي‌نمايد: " كودك از سه سالگي شروع به يادگيري مي‌كند و پس از آن وارد مرحله نوجواني مي‌شود. در واقع پانزده – شانزده سالگي، مرز نوجواني است به جواني. تئاتر كودك از اين منظر، به دو بخش تقسيم مي‌شود: تئاتر دوره كودكي و تئاتر نوجواني."   

از سوي ديگر، دكتر قطب‌الدين صادقي، نويسنده، كارگردان و مدرس تئاتر، ويژگي‌ عمده تئاتر كودكان را به فعاليت درآوردن خرد و قوه تعقل آنان دانسته و چنين مي‌گويد: " ويژگي درام براي كودكان و نوجوانان، ارتباط با عقل تماشاگر و به فعاليت درآوردن خرد كودك است. جوهر فكري درام كودك را در يك كلام، مي‌توان حل مشكلات قهرمان، به ياري عقل كودك دانست." ايشان در ادامه سخن خود اظهار مي‌كند: " مهم‌ترين ويژگي تئاتر كودك و نوجوان، تعليم دادن نيست، بلكه كشف كردن است."

بهروز غريب پور، نويسنده و كارگردان نام آشناي تئاتر كودك ونوجوان كه سال‌ها مدير مركز تئاتر كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان بوده‌است؛ در تير ماه سال 82 در مصاحبه‌اي با روزنامه ايران - شماره 2500-  تعريف خود را از تئاتر كودك چنين عنوان مي‌كند: "تئاتر كودكان و نوجوانان، تئاتري است مبتني بر مسائل مبتلابه كودكان و نوجوانان كه يا توسط بزرگسالان و يا خردسالان به اجرا درمي‌آيد. طبيعي است كه اين نوع تئاتر، همواره تفاوت‌هاي اساسي با تئاتر بزرگسالان دارد. براي اينكه در تئاتر بزرگسالان به دليل ذهني، عقلي و وضعيتي كه به هرحال مخاطب پيدا كرده، براي پذيرش داستان، ممكن است شيوه‌هاي مختلفي را نويسنده و كارگردان اتخاذ كند. اما در تئاتر كودكان، الزاماً در هر اجرا ما نيازمند آن هستيم كه اول مخاطب را جذب كنيم و بعد بتوانيم مسأله‌اي را منتقل كنيم."

به هر تعبير، شكي در اين نيست كه تئاتر كودك، با هر تعريفي كه از آن متصوّر باشد، در ميان كودكان و نوجوانان، از ارزش والايي برخوردار است. اين ارزش و اعتبار شايد بيش از هر چيز به دليل شباهت نمايش با بيشترين و مهمترين فعاليت كودك، يعني بازي باشد. در حقيقت، نمايش خيلي شبيه به بازي است. تا آنجا كه به اعتقاد بسياري از صاحب‌نظران امر نمايش و حتي روانشناسان كودك، اصل نمايش بازي است. نمايشگران، نقش‌ها را بازي مي‌كنند و به همين جهت، به آنان بازيگر گفته مي‌شود.

 - اشكال و گونه‌هاي اجرايي نمايش كودكان

اشكال و گونه‌هاي اجرايي نمايش كودكان و نوجوانان مي‌تواند به فراخور سن و سال مخاطب، پيشينه فرهنگي و منطقه‌اي، باورها و اعتقادات تماشاگران، اهداف و برنامه‌ريزي‌هاي مسئولين و گروه اجرايي و ساير عوامل، متفاوت و گوناگون باشد. اما برخي خصوصيات مشترك در مخاطب كودك و يا نوجوان، باعث مي‌گردد تا بتوان ويژگي‌هايي را به عنوان ويژگي خاص تئاتر كودك و نوجوان، برشمرد. دكتر قطب‌الدين صادقي، در اين رابطه مي‌گويد:" مهم‌ترين ويژگي اجرايي تئاتر براي كودكان، اين است كه چون كودك نمي‌تواند زياد تمركز كند و لازم است كه او را پيوسته جذب كرد، شيوه ارتباط با او مي‌بايست شيوه ارتباط زنده باشد. يعني مدام او را دعوت به شركت در فعاليت نمايشي، از طريق كف‌زدن و عرض‌اندام كردن قهرمان و كمك كردن به او در ماجرا كرد. اين امر از طريق شركت بي‌واسطه و در لحظه و زنده تماشاگر خردسال در طي روند اجراي نمايش ميسّر مي‌شود."

دكتر صادقي، در ادامه مي‌افزايد: " تئاتر براي كودكان بايد شاد باشد و آزادي، شور و هيجان به ارمغان بياورد. نمايش دل‌مرده، كشدار و بي‌تحرك، به درد كودك نمي‌خورد چرا كه كودك، جهان را با ريتم خود مي‌فهمد و بنابراين تحرك، ريتم و ضرباهنگ، بايد بسيار زياد باشد."

 - نمايش خلّاق

بسياري از كارشناسان تئاتر كودك ونوجوان، از گونه‌اي خاص در تئاتر كودك به عنوان تئاتر خلّاق نام مي‌برند كه ريشه در اصطلاح Creative Drama ( درام خلّاق) دارد. اين گونه نمايشي البته در جهان، داراي سابقه و پيشينه طولاني است اما در كشور ما، در ارتباط با چنين اصطلاحي، همواره اختلاف نظرهايي وجود داشته‌است. چرا كه عده‌اي معتقدند اساس هنر تئاتر و نمايش، بر خلّاقيت است و نمايش، نمي‌تواند خلّاق نباشد. بنابراين به اعتقاد آنان، اصطلاح نمايش خلّاق، بي‌معني است. اما گذشته از اين اختلاف نظر، كه بيشتر به اصطلاح نمايش خلّاق مربوط مي‌شود، اين گونه‌ي نمايشي كه اجرايي برخواسته از ذوق و خلّاقيت كودكان و نوجوانان، توسط خود آنان و عموما فارغ از اصول و قواعد معمول اجراي نمايش است، از ساليان دور در جوامع و فرهنگ‌هاي مختلف، مورد توجه كودكان و نوجوانان و دست‌اندركاران تئاتر كودك قرار گرفته‌است.

ديويي چمبرز، در كتاب قصه‌گويي و نمايش خلّاق، در تعريفي از اين گونه نمايشي چنين مي‌نويسد: " نمايش خلّاق، شكلي از وانمودبازي است. يك تجربه سازمان يافته‌است كه با دقت طراحي مي‌شود و به اجرا در مي‌آيد. كودكان به‌وسيله نمايش خلّاق، صحنه، رويداد، مشكل يا واقعه برخاسته از ادبيات كودكان را با هدايت آموزگار، خلق يا بازآفريني مي‌كنند. اين فعاليت نمايشي به‌وسيله كودكان مورد بحث قرار مي‌گيرد؛ همچنين به‌وسيله خود آنها طراحي و ارزشيابي مي‌شود. گرچه در اجراي نمايشي خلّاق كه كودكان در آن نقش‌آفريني مي‌كنند، كم و بيش از تكنيك‌هاي نمايشي استفاده مي‌شود، اما اين فعاليت را نمي‌توان به معني سنتي آن "نمايش" خواند. در اينجا سناريو (نمايشنامه) هرگز مورد استفاده قرار نمي‌گيرد."

"مقوله نمايش خلّاق در نظام آموزشي از اهميت به‌سزايي برخورد است و اين در حالي است كه ما به جاي تقويت آن در صدد حذف آن هستيم." داود كيانيان، مدرس، نويسنده و پژوهشگر تئاتر كودك و نوجوان، در اولين و تنها نشست جايگاه نمايش خلّاق در نظام آموزشي، كه در ديماه سال 1383 برگزار شد، با بيان مطلب فوق, مي‌افزايد: "متاسفم از اين كه مي‌بينم اين اولين نشست جدي, چه در قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب, در زمينه تئاتر كودك است. در حالي كه تمام نظام‌هاي پيشرفته دنيا به اين باور رسيده‌اند كه توجه به تئاتر كودك و نوجوان امري جدي است. در تمام دنيا و در تمام نهادها و يا سازمان‌هاي مربوط به آموزش و پرورش مقوله تئاتر و ارتباط آن با روش‌هاي آموزشي، امري بسياري جدي و ضروري است و واقعا جاي اين مقوله در كشور ما بسياري خالي است."

ايشان ضمن تاكيد بر كاربرد نمايش، بخصوص نمايش خلّاق در مراكز آموزش وپرورش اظهار مي‌دارد:" تراژدي قضيه در اين‌جاست كه نمايش در برنامه درسي دانش‌آموزان گنجانده شده , اما براي معلمين، اين مقولات توجيه نشده و آن‌ها توانايي آموزش را ندارند و نمي‌دانند چطور آموزش دهند. اين امر، توجه ما را به اين نكته معطوف مي‌كند كه بايد به اين ژانر به صورت كاملا تخصصي نگاه شود. تئاتر خلّاق، در سطوح مختلف آموزش و پرورش مي‌تواند به اقتضاي سطوح آموزشي، كاربرد بالايي داشته باشد و خلّاقيت دانش آموزان را رشد و پرورش دهد." 

مدير سابق مركز توليد تئاتر و تئاتر عروسكي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، در ادامه مي‌گويد: "البته به نمايش خلّاق و نمايش كودك و نوجوان نبايد در يك جهت نگاه شود. زيرا در نمايش كودكان, اين كودكان هستند كه به عنوان مخاطبان اصلي وجود دارند و بعد كه كار تمام مي‌شود به اهدافشان مي‌رسند. اما در نمايش خلّاق, علاوه بر بداهه پردازي توسط كودكان, بازيگر خود كودك است."

 

- ضرورت‌ها و قابليت‌هاي نمايش كودك ونوجوان

نمايش كودكان و نوجوانان، علاوه بر جنبه هنري و پيام‌رساني كه قابليت اصلي تئاتر در معناي عام آن محسوب مي‌گردد، داراي قابليت‌ها و ظرفيت‌هاي ويژه‌اي‌ست كه آن‌را از تئاتر بزرگسال و تئاتر به معناي عام، متمايز مي‌سازد. دامنه‌ي اين قابليت‌ها تا آن حد گسترده‌است كه به زعم برخي از صاحب نظران، مقوله‌ي تئاتر به عنوان ضرورتي بزرگ در آموزش و پرورش كودكان و نوجوانان، قابل طرح و توجه است. محمدرضا يوسفي، نويسنده كهنه كار ادبيات كودك، كه آثار منتشر شده‌اي نيز در حوزه نمايشنامه كودكان دارد، در گفتگويي با كتاب ماه كودك ونوجوان، - شماره 69 - در خصوص ويژگي‌هاي تئاتر كودك، چنين مي‌گويد:" تئاتر، ويژگي‌هاي خودش را در ارتباط با كودك دارد. مهم‌ترين عنصر حياتي و خاص تئاتر، زنده بودن كلام و حركت است. كودك، واژه و جملات را از دهان بازيگري مي‌شنود كه او را به‌واقع مي‌بيند. انگار كودك به دنياي رمزآميز و شگفتي پا مي‌گذارد. اگر كار هنرمندان بر دل او بنشيند، كودك، خودش را در چرخه زندگي مي‌بيند و با نقش‌هاي گوناگون هنرمندان، همذات‌پنداري مي‌كند." 

داود كيانيان نيز در فصلي از كتاب "تئاتر كودك و نوجوان" خود در اين خصوص مي‌نويسد: "ضرورت تئاتر كودكان را بايد از دو زاويه مورد نظر قرار داد: يكي از جهت منافعي كه از آن متصوّر است و ديگر آنكه، به عنوان يك وسيله و روش آموزشي مي‌توان از آن سود جست."

از سوي ديگر، مي‌دانيم كه بچه‌ها، گاه مشكلات اخلاقي و رفتاري خاصي دارند. "مثلا بچه‌اي اعتماد به نفس ندارد، بچه‌اي دروغ مي‌گويد، بچه‌اي كم كاري مي‌كند، بچه‌اي تنبل است. به واقع، بهترين راه براي حل كردن مشكل اين بچه‌ها، اين است كه در كوران فعاليت تئاتري قرار بگيرد و مثلا در يك برنامه نمايشي، نقشي را بازي كند و از طريق اين نقش، مشكل رواني و شخصيتي‌اش حل شود. اين كاري است كه در بسياري از كشورهاي جهان انجام مي‌شود." سيد مهدي شجاعي، نويسنده و مترجم ادبيات كودك و نوجوان و عضو هيئت مديره كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، ضمن بيان مطلب فوق، مي‌افزايد: "بچه‌اي كه درسش را با زبان غيرمستقيم تئاتر بشنود، يقين بكنيد طوري با تئاتر خو مي‌كند كه پس‌فردا اگر هم خودش هنرمند نشود، حداقل بيننده قابلي خواهد شد." 

بهروز غريب‌پور نيز در خصوص قابليت‌هاي تئاتر كودك، چنين مي‌گويد: "در واقع در تئاتر كودك و نوجوان، براساس استعداد بازيگر، نقش‌ها را تقسيم نمي‌كنيم بلكه براي تمرين زندگي است كه چنين كاري را مي‌كنيم."

و همين امر، يعني تمرين زندگي به جاي بازيگري، شايد تفاوت اساسي تئاتر كودك و نوجوان با بزرگسال باشد. اكنون در ادامه بحث، به برخي از كاربردها و اثرات آموزشي تئاتر كودكان و نوجوانان، به عنوان ويژگي منحصر به فرد اين گونه نمايشي، از زبان صاحب‌نظران، اشاره مي‌گردد. 

 

الف- كاربردهاي تئاتر كودكان و نوجوانان

داود كيانيان، در ادامه مبحث خود در خصوص ضرورت تئاتر كودكان و نوجوانان‌، در كتاب "تئاتر كودك و نوجوان"، پاره‌اي از كاربردهاي تئاتر كودكان را چنين برمي‌شمارد:  

1- آشنايي با يك فعاليت جمعي و اجتماعي

2- آشنايي با يك رسانه گروهي

3- آموزش پيام گيري و پيام رساني

4- آشنايي با هنرهاي تجسمي، در رابطه با گريم و دكور

6- آشنايي با حركات موزون

7- آشنايي با موسيقي و آواز

8- آشنايي با ادبيات و انواع قصه در رابطه با نمايشنامه

9- آشنايي با معماري و مجسمه سازي

10- آشنايي با موضوعات متنوع و حوادث گوناگون

11- تقويت قدرت تفكر و ايجاد خلّاقيت

12- درك لذت از زيبايي و هنر

13- آشنايي با نظم و ترتيب

14- ظهور توانايي‌هاو ناتواني‌هاو رشد استعدادهاي ويژه

15- تئاتر به عنوان وسيله‌اي براي تخليه هيجاني و عاطفي

16- تئاتر به عنوان يك وسيله درماني براي رفع كم رويي گوشه گيري و انزوا

 

ب- اثرات آموزشي و پرورشي تئاتر كودك و نوجوان

ديويي چمبرز، در كتاب "قصه گويي و نمايش خلّاق"، بعضي از كاربردهاي آموزشي نمايش كودكان را چنين عنوان مي‌كند:

1- تحليل ادبي

2- مهارتهاي گوش كردن

3- زبان محاوره

4- انديشيدن خلّاق

5- برنامه ريزي

6- مهارتهاي ارزيابي موثر.

در كتاب "نقش نمايش در تعليم و تربيت" نوشته "گوردون فايركلو" نيز در رابطه با قابليت‌هاي تئاتر كودكان و نوجوانان، چنين مي‌خوانيم: "كارشناسان آموزش و پرورش آگاهند كه نمايش، هنگامي كه در دوره ابتدايي شروع مي‌شود و بدون انقطاع در دوره متوسطه جريان پيدا مي‌كند، واسطه‌اي است بسيار مهم براي رشد و پيشرفت فردي."

در بخش ديگر اين كتاب، همچنين از تئاتر، به‌عنوان ابزاري موثر در آموزش نام برده مي‌شود:"‌ در اين خصوص، اين ادعا بي‌جا نيست اگر فلسفه پشت نمايش، آموزشي حقيقي باشد و ما بتوانيم كاركنان خود را آموزش دهيم كه اين اهداف را در آموزش عملي جامه‌ي عمل بپوشانند، آن‌گاه ابزار كارآمد و بر جسته‌اي در دست‌هاي كارشناسان خود خواهيم داشت."

غريب‌پور نيز در خصوص موارد آموزشي تئاتر كودك و نوجوان مي‌گويد: "من فكر مي‌كنم اولين چيزي كه از طريق تئاتر مي‌توان به كودكان آموزش داد، مسأله اعتماد به نفس است و گفت و گو كه در فرهنگ ما وجود ندارد. درحالي كه بايد بده و بستان فرهنگي را از طريق گفت و گو انجام بدهيم. اگر الآن در تشكلهاي سياسي مي‌بيند صاحبان دو عقيده و انديشه متفاوت نمي‌توانند با هم گفت و گو كنند، به اين دليل است كه گفت و گو كردن را نياموخته‌اند. فرهنگ ما فرهنگي مونولوگ است و بايد آن را به ديالوگ تبديل كرد كه براي اين تغيير جهت، تئاتر كمك شاياني مي‌كند. ساختار تئاتر كودكان و نوجوانان لبريز از عناصري است كه كودك را به اظهار وجود وا مي‌دارد و او را مجبور به اظهارنظر، گفت و گو و فكر كردن مي‌كند."

علي اكبر حليمي، مسوول تربيتي شعبه مركزي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان مشهد، در خصوص تاثيرات فوق‌العاده نمايش كودك و نوجوان بر اين نسل، نسبت به ساير هنرها، اذعان مي‌دارد: "تئاتر كودكان، هنري مركب است که اجرا و طراحي يك نمايش كامل، به تخصص‌هايي چون نويسندگي، طراحي صحنه، لباس يا عروسك، درک موسيقي و نت‌نويسي جهت موسيقي متن نمايش، نياز دارد كه تاثير مجموع اين هنرها بر روي كودكان، باعث عميق‌تر شدن نگرش روانشناختي نمايش در نسل كوچك و كودك مي‌شود." وي در همين خصوص مي‌افزايد: "تئاتر، نسبت به فيلم و تلويزيون، هنري زنده‌است و به خاطر همين نزديكي و زنده بودن و برقراري آسان ارتباط حسي، بازتاب بيشتري در شخصيت كودك دارد."

 

٭ تاريخچه تئاتر كودك ونوجوان

در كتاب "داستان هنر تئاتر"، نوشته "سوزان هالدن"، در فصلي با عنوان "تئاتر كودكان و سابقه آن"، از نوعي اسباب بازي به نام تئاتر، براي كودكان دوره ويكتوريا (1901 – 1837) نام برده مي‌شود كه شامل جعبه‌ايست چوبي درست شبيه به يك صحنه تئاتر در ابعاد كوچك، كه تصاويري از صحنه نمايش‌هاي معروف آن زمان، در پس زمينه‌اش نقاشي شده‌است. قطعاتي از چوب هم كه شامل تصوير شخصيت‌هاي نمايشنامه ‌است، با مفتول‌هايي در طرفين اين جعبه تئاتر كوچك تعبيه گرديده كه توسط كودكان، قابل حركت و كنترل بوده‌است. " همين كه بازيگري معروف، در نمايشنامه جديدي ظاهر مي‌شد، خريدن قطعاتي كاغذي كه تصاوير همه شخصيت‌هاي نمايش را داشت امكان پذير بود. بيشتر بچه‌ها علاقه داشتند كه تصاوير شخصيت‌ها و صحنه‌سازي‌ها را خودشان رنگ‌آميزي كنند."

با جداسازي تصاوير و اتصال آنها بر روي قطعات چوبي، هر شخصيت توسط يكي از اعضاي خانواده قابل حركت و به نوعي نقش آفريني بوده‌است. "بسياري از بچه‌ها براي نقاشي و برش تصاوير، تمرين گفتار و تمرين مربوط به تغيير صحنه‌ها، وقت زيادي صرف مي‌كردند و آنگاه به اجراي نمايشنامه براي خانواده خود مي‌پرداختند."

نويسنده كتاب، با اين مقدمه در خصوص شكل گيري تئاتر كودك، اظهار مي‌دارد: "در اوايل دهه 1950 مردم به فكر افتادند كه همه بچه‌ها بايد بتوانند به تئاتر بروند. آنها همچنين انديشيدند كه براي بچه‌ها نمايشنامه‌هاي مخصوص آنها بنويسند. از اين روي گروه‌هاي كوچك بازيگران به اجراي نمايشنامه در مدارس پرداختند. كسان ديگري اظهار داشتند كه بچه‌ها نبايد تنها تماشاگر باشند، بلكه آنها خود نيز بايد نقشي به عهده گيرند."

نويسنده، هرچند تلاش مي‌كند، تاريخ و مقطع مشخصي را به عنوان زمان شكل‌گيري تئاتر كودك ارائه نمايد اما خود در ادامه اظهار مي‌دارد كه كودكان، صدها سال پيش از اين زمان، در مدارس به اجراي نمايشنامه‌هاي مختلف مشغول بوده‌اند. بنابراين، ذكر تاريخچه دقيق و روشني در خصوص تئاتر كودك امكان پذير نيست و تنها مي‌توان گفت: پس از دوران رنسانس و با آغاز قرن بيستم، مسئله تئاتر كودك، عموميت يافته و مورد توجه بيشتري قرارگرفته‌است. چنانچه "گيليان آدامز" نيز در مقاله‌اي تحت عنوان "اولين نمايشنامه‌نويس كودكان، هراتسوتاي گاندرشيم"، مي‌نويسد: "هنرپيشه‌هاي كودك، نمايشنامه‌هايي كه در بردارنده كاراكترهاي كودك بود و تماشاگراني كه شامل خود كودكان مي‌شد، در دوران بعد از قرون وسطي و رنسانس، عموميت داشته‌است. گرچه ممكن است پيش از اين، كودكان در اجراهاي عبادي نمايشي و معمولي به كارگرفته شده باشند، هراتسوتاي (Hrot Svitha  ) كليساي گاندرشيم ( Gander Sheim )، كشيش آلماني، اولين نمايشنامه‌نويسي است كه آثارش براي بازيگران و تماشاگران جوان برجاي مانده‌است. بسياري معتقدند كه هراتسوتا، حدود سال 935 ميلادي به دنيا آمده و بين سال‌هاي 975 تا 1002 ميلادي مي‌زيسته‌است.

اين نمايشنامه‌ها بين سال‌هاي 936 و 965 ميلادي نوشته شدند. بيشترين و كامل‌ترين نسخه دست‌نويس برجاي مانده كه احتمالا در گاندرشيم در قرن هفدهم يا دوازدهم به وجود آمد، چند دست‌نويس جزيي، نامنظم و پراكنده در مورد خصوصيات راهبه‌ها و شايد كودكان است."

منصور خلج نيز در خصوص شكل گيري جرياني با عنوان تئاتر كودك در جهان چنين اظهار مي‌دارد: " شروع تئاتر جدي براي كودكان، از اواخر قرن 19 و اوايل قرن 20 بوده‌است. از اين دوره است كه تئاتر كودك، جاي خود را در كشورهاي اروپايي باز مي‌كند و نويسندگان كودك، كارگردانان و آدمهايي كه در اين زمينه كار مي‌كنند پا به اين عرصه مي‌گذارند و اين شكل نمايشي را بارور مي‌كنند."

اما جالب‌تر از همه اين اظهارات، پيام "ولفگانگ اشنايدر" رئيس مركز بين المللي تئاتر براي كودك و نوجوان "استيج" است كه در مراسم روز جهاني تئاتر در سال جاري منتشر و قرائت گرديد. "ولفگانگ اشنايدر" در اين مراسم، با اشاره به اين موضوع كه روزي روزگاري در پنجاه سال پيش، آغاز كار موسسه بين المللي تئاتر كودك، يك ايده بود كه 10 سال بعد با تشكيل "استيج" به ثمر نشست، خواستار قلمداد كردن هنر تئاتر به عنوان يك واقعيت مهم براي كسب هويت فرهنگي در دهكده جهاني شد. وي با بيان گفته يك فيلسوف ايتاليايي كه "كودكان صد زبان دارند اما ما، نود و نه‌تاي آنها را دزديده‌ايم" تاكيد كرد: "تئاتر مي‌تواند با كوشش كردن، آواز خواندن، درك كردن، عشق ورزيدن، صحبت كردن، بازي كردن و بسياري اعمال ديگر، اين زبان‌ها را به آن‌ها برگرداند." به باور رئيس استيج: "تئاتر سر را از بدنه جدا نمي‌كند و مي‌تواند يك تجربه پرهيجان، يك خيال‌پردازي هوشمندانه و يك محرك فرهنگي مهم باشد و به همين دليل است كه روز جهاني تئاتر كودك و نوجوان را جشن مي‌گيريم.”

 

- تئاتر كودك و نوجوان در ايران

آنچه در خصوص نامشخص بودن زمان دقيق شكل گيري و توجه به مقوله‌اي با عنوان تئاتر كودك، در جهان ذكر گرديد، بطور طبيعي در ارتباط با تاريخچه تئاتر كودك در ايران نيز صادق است. اما آنچه مسلم است پديده‌اي به نام تئاتر كودك با شكل و شمايل متداول آن، به اولين سال‌هاي چهاردهمين قرن هجري شمسي، باز مي‌گردد. در فصل نوزدهم از كتاب "تاريخ ادبيات كودكان ايران" چنين مي‌خوانيم: "با رسوخ هرچه بيشتر پديده‌هاي غربي به جامعه ايران، تئاتر نيز مورد توجه خاص ايرانيان قرار گرفت. اهميت اين مقوله ناشي از سرشت چندگانه نمايش بود كه هم‌زمان، ديدن و شنيدن را با سخن گفتن مي‌آميخت و صحنه‌هايي از زندگي آدميان را بازسازي مي‌كرد كه البته ايرانيان با آن بيگانه نبودند."

اما محمدرضا يوسفي، نويسنده و پژوهشگر ادبيات كودكان معتقد است: "دوران تئاتر، آن چيزي كه من در مورد پيشينه نمايش براي كودك مطالعه كردم، ابتدا در تاريخ ايران باستان است. در آنجا يك سري متون ديني است و يك سري متون غير ديني كه رگه‌هايي از متن‌هاي نمايشي براي كودك و نوجوان را در آنها مي‌بينيم. اثري كه از اين نظر خيلي جالب به نظر مي‌رسد، كتاب "درخت آسوريك" است. اين كتاب يك متن نسبتا نمايشي است و براساس گفت‌وگو بين يك بز و يك درخت خرما شكل گرفته‌است.   

در كتاب "كوشش‌هاي نافرجام، سيري در صد سال تئاتر ايران" نوشته "هيوا گوران"، نيز مي‌خوانيم: "بي‌گمان گروهي از تماشاگران نمايش‌هاي آن‌زمان، كودكان و نوجوانان شهري بودند كه به طبقه ميانه و ميانه به بالا وابسته بودند. پديده نمايش بيش از هر عامل ديگري بر اين گروه سني تاثيرگذار بود. آن‌ها با اشتياق به ديدن نمايش‌هاي روز كه شمار آنها از سال 1300 روبه فزوني گذاشت، مي‌رفتند."

 

 

الف- گامهاي اوليه تئاتر كودك در ايران

"مدرسه عالي موسيقي از نخستين نهادهايي بود كه در اين دوره [ سال 1300 هجري شمسي به بعد ] به تئاتر كودك توجه ويژه كرد. اين مدرسه در يك آگهي در نشريه "آينده"، دي 1306، اعلام كرد كه برآنست هرماهه نمايشي براي كودكان به‌روي صحنه ببرد و نمايشنامه‌نويسان را براي نوشتن نمايش براي كودكان فراخواند." (تاريخ ادبيات كودكان ايران، ج 7- ص 934 )

 تماشاخانه تهران نيز كه از سال 1324 آغاز به كار كرده بود، در دهه بيست، شماري نمايش ويژه كودكان را در روزهاي جمعه به روي صحنه آورد. آگهي‌هاي نمايش ويژه كودكان در تماشاخانه تهران، در دو نشريه  اطلاعات 14 اسفند و اطلاعات هفتگي 24 اسفند سال 1324 گواهي بر اجراي اين‌گونه نمايش‌ها در تماشاخانه تهران‌اند.

 

ب- نمايش‌ كودك و نوجوان و آموزش و پرورش

در دوره زماني 1300 تا 1340 ادبيات نمايشي كودك و نوجوان بيش از ديگر گونه‌هاي ادبيات كودك، با آموزش و پرورش گره خورد و اجراي نمايش، پيوسته در فهرست فعاليتهاي فرابرنامه درسي كودكان و نوجوانان در دبستان‌ها و دبيرستان‌ها گنجانده شد. در كتاب "تاريخ ادبيات كودكان ايران" آمده‌است: "نخستين حركت‌ها براي اجراي نمايش ويژه كودكان از آموزشگاه‌ها آغاز شد. زردشتيان پيش از اينكه سالني به نام خود بسازند، بيشتر نمايش‌ها را در مدرسه‌هاي خود برگزار مي‌كردند."

آندرانيك هويان، در كتاب "ايرانيان ارمني" چنين مي‌نويسد: "ارمنيان نيز شماري از نخستين نمايش‌هاي خود را در سالن‌هاي مدرسه برگزار كردند، اگرچه همه اين نمايش‌ها ويژه كودكان نبودند."

اما نمايش عروسكي از جمله گونه‌هاي نمايشي بود كه در اين دوره به سبب دلبستگي و علاقه كودكان به آن، كمابيش به كار خود ادامه داد. اما از آنجا كه نمايش عروسكي به ابزار و مهارت‌هاي ويژه خود نياز دارد، اجراي آن در توان گروه‌هاي دانش‌آموزان نبود و نياز به گروه‌هاي ويژه و آموزش‌هاي خاص داشت. نويسندگان كتاب "تاريخ ادبيات كودكان ايران" ضمن اشاره به اين موضوع مي‌نويسند: "به همين سبب، اداره كل هنرهاي زيبا براي ترويج اين گونه نمايشي در كودكستان‌ها و دبستان‌ها، در فروردين 1336 كلاس‌هايي براي مربيان و آموزگاران برگزار كرد."

افزون بر ترجمه نمايشنامه‌ها و بازنويسي از قصه‌هاي عاميانه، متن‌هاي تاريخي يا ادبيات كهن ايران، شماري نمايشنامه ويژه كودكان و نوجوانان نيز در اين دوره نگارش يافتند. از چهره‌هاي برجسته در اين گستره مي‌توان از جبار باغچه‌بان، مسعود فرزاد، علينقي وزيري و ابولقاسم جنتي عطايي نام برد. سيروس طاهباز، در فرهنگنامه كودكان و نوجوانان، در ارتباط با شخصيت جبار باغچه‌بان مي‌نويسد: "در اين ميان، جبار باغچه‌بان چهره برجسته ادبيات كودك در اين دوره، در زمينه نمايشنامه‌نويسي و اجراي نمايش در كانون‌هاي آموزشي نيز كوشا بود. او اجراي نمايش را يكي از بنيادهاي مهم آموزش پيش‌دبستاني مي‌دانست. به همين سبب هنگامي كه در سال 1303 "كودكستان باغچه اطفال" در تبريز را بنيان نهاد، دست به كار نوشتن نمايشنامه‌هاي گوناگون شد و به ياري همسرش كه با موسيقي آشنا بود، در كودكستان، نمايش‌هاي آهنگين اجرا كرد."

از جمله فعاليت‌هاي باغچه‌بان مي‌توان به نوشتن نمايشنامه‌هايي همچون گرگ و چوپان، خانم خزوك و پير و ترب و... اشاره كرد. كتاب "تاريخ ادبيات كودكان ايران" در خصوص تاثير باغچه‌بان بر ادبيات‌نمايشي ايران مي‌نويسد: "باغچه‌بان با نوشتن قطعه‌هاي نمايشي براي كودكان پيش‌دبستان، از دوسو پيشگام به شمار مي‌رود: نخست اينكه با اين آثار نام خود را به عنوان پدر ادبيات‌نمايشي كودكان ايران ثبت كرد. دوم آنكه، مواد آموزشي و كمك آموزشي براي كودكان پيش‌دبستاني پديد آورد."

 

پ- مركز تئاتر كانون پرورش فكري كودكان ونوجوانان

يكي از مراكز مهم و تاثيرگذار در تاريخ تئاتر كودك و نوجوان ايران، - بخصوص در دوران جديد- بدون شك، مركز تئاتر كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان بوده‌است. داود كيانيان، كه خود در دوره‌اي مدير اين مجموعه بوده‌است در مقدمه كتاب " تاريخ 20 سال فعاليت تئاتري كانون پرورش فكري كودكان ونوجوانان" مي‌نويسد: "دهه چهل، پاي‌گيري و تاسيس كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان را به‌همراه دارد كه در آن تئاتر، به عنوان يك شاخه آموزشي پذيرفته مي‌شود."

در پايان‌نامه تحصيلي نرگس طباطبايي، با عنوان "زمينه پيدايش و پيشرفت تئاتر كودكان و نوجوانان در ايران" مي‌خوانيم: "قبل از كانون پرورش فكري كودكان ونوجوانان، مركزي به عنوان مركز فعاليت‌هاي تئاتر براي كودكان وجود نداشت و منحصرا برنامه‌هاي تلوزيوني بود كه مخصوص آنها اجرا مي‌شد."

اما در بروشور نمايش "شاپرك خانم"، يكي از اولين توليدات كانون پرورش فكري كودكان ونوجوانان، _ سال 1352-  هدف مركز تئاتر كانون، اين‌گونه توضيح داده شده‌است: "هدف اين كانون از ابتدا تهيه و ارائه بهترين نمايشنامه‌‌ها براي كودكان و نوجوانان و سپس، آموزش تئاتر به آنان بوده‌است. مركز تئاتر كانون در فروردين ماه 1351 فعاليت تئاتري خود را آغاز كرده و در طي يك سال، نمايش‌هاي ترب، كوتي موتي و خورشيد خانم آفتاب كن را به صورت سيار در 21 كتابخانه كودك در تهران و 17 كتابخانه كودك در شيراز، اصفهان، كرمانشاه، همدان و جنوب ايران به نمايش درآورد. به علاوه مركز تئاتر كانون اقدام به ايجاد كلاس‌هاي تئاتر در كتابخانه‌هاي كودك كرده‌است كه هدف آن ايجاد محيطي مناسب براي پرورش انديشه و ايجاد خلّاقيت در كودكان و نوجوانان است."

در پايان‌نامه‌اي كه ذكرش رفت، فعاليت‌هاي تئاتر كانون در قبل از انقلاب، به شش قسمت تقسيم بندي شده‌است: "1- تئاتر حرفه‌اي براي كودكان 2- كارگاه تئاتر نوجوانان 3- تئاتر خلّاق: متشكل از گروهي از مربيان تعليم ديده كه در تمام كتابخانه‌هاي كانون پرورش فكري كودكان ونوجوانان در ايران به تعليم اين رشته مي‌پردازند. 4- تئاتر عروسكي 5- جشنواره تابستاني: متشكل از فيلم، تئاتر، موسيقي و باله كه هر ساله به مدت دو ماه در پارك نياوران به اجرا درمي‌آيد. 6- اتومبيل سيار تئاتر(تريلي): از يك واحد كامل تئاتر تشكيل مي‌شود و آن اتومبيلي است با تمام وسايل لازم براي روي صحنه آوردن يك نمايشنامه." لازم به ذكر است كه اين اتومبيل‌هاي سيار تئاتر، قابليت اجراي نمايش در پارك‌ها و فضاهاي باز، در تهران، شهرستان‌ها و حتي مناطق روستايي كشور را داشته‌اند.

داود كيانيان، در ادامه مقدمه‌اي كه ذكرش رفت، چنين مي‌نويسد: "با نزديك شدن به سال‌هاي 56 و57 گروه‌هاي مختلف سياسي در اوايل به‌صورت پنهان و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به‌صورت آشكار، جهت‌گيري سياسي و ايدئولوژيك خود را در تئاترهاي كودكان و نوجوانان عرضه مي‌دارند. اين روند تا سال 1360 ادامه مي‌يابد. فراز بعدي دهه شصت است كه تئاتر كودكان و نوجوانان در آن با كميت كم‌نظير از لحاظ اجراي نمايش، چاپ نمايشنامه، آموزش، نقد و ايجاد جشنواره روبه‌رو مي‌گردد."

اما "مرضيه برومند"، هنرمند نام‌آشناي تئاتر، سينما و نمايش‌تلوزيوني در حوزه كودك، در يادداشتي كه ديماه 1384 در اولين مجمع عمومي انجمن تئاتر كودك و نوجوان خانه تئاتر، قرائت مي‌گردد، به مرور كوتاه خاطرات خود از دوران شكل‌گيري تئاتر كودك در كانون پرورش فكري كودكان ونوجوانان و تئاتر شهر پرداخته و چنين اظهار مي‌دارد: "سال 1351، سال سوم دانشكده هنرهاي زيبا، رشته هنرهاي نمايشي بودم كه براي عضويت در اولين گروه تئاتر ويژه كودكان و نوجوانان كه در كانون پرورش فكري تاسيس مي‌شد انتخاب شدم. بقيه اعضاي گروه غير از من، سوسن فرخ نيا، بهرام شاه محمدلو، رضا بابك و عليرضا هدايتي بودند، كارگردان و سرپرست گروه يك آمريكايي بود به نام دان لافون ( DAN LAFON ) و دستيار و مترجمش، اردوان مفيد. محل تمرين و استقرار گروه هم كتابخانه پارك لاله بود، همانجايي كه حالا مركز تئاتر و تئاتر عروسكي كانون است. گروه‌هايي از تمرينات گوناگون درزمينه صدا، بدن، تمركز،‌ بداهه‌سازي و ... كار خودش را شروع كرد. يك صندوق داشتيم و چند برزنت گرد رنگي، راه افتاديم توي كتابخانه‌هاي تهران و سراسر ايران و نمايش داديم. "ترب"، "كوتي و موتي"، "خورشيد خانم آفتاب كن"، "شاپرك خانوم" و.. شاگردان زيادي تربيت كرديم كه آنها هم به نوبه خود به كتابخانه‌ها رفتند و تئاتر درس دادند و به اين ترتيب، تئاتر بچه‌ها گسترش پيدا كرد، بسياري از بازيگران مطرح امروز، شاگردان كلاس‌هاي تئاتر كانون هستند."

وي در ادامه يادداشت خود مي‌افزايد: "دو سال بعد به دليل اختلاف نظر و ديدگاه با سرپرستي گروه و كانون اختلاف پيدا كرديم و همگي استعفا داديم و پس از مدتي به دعوت داود رشيدي اولين گروه نمايش‌هاي تلويزيوني بچه‌ها را در واحد نمايش تلوزيون تشكيل داديم و حاصل آن نمايش‌هاي متعددي بود كه روي صحنه برديم و براي تلويزيون ضبط كرديم و اينطوري شد كه چهره‌هايمان به عنوان بازيگر كودك در خاطر بچه‌ها و بزرگترها نقش بست."

محمد رحمانيان، نويسنده و كارگردان تئاتر، در مراسم تجليل از يك عمر تلاش و بازي رضا بابك كه در دومين جشن بازيگر – ارديبهشت 1384-  برگزار شد در اين رابطه مي‌گويد: "بزرگ‌ترين كار رضا بابك در اواسط دهه چهل و با همراهي مرضيه برومند و گروهي از هنرمندان شكل گرفت. وي در اين دوره، نخستين آثار جدي را براي كودكان و نوجوانان روي صحنه برد. بي‌ترديد مي‌توان گفت كه تئاتر كودك و نوجوان توسط رضا بابك و مرضيه برومند و همكاران‌شان در آن سال‌ها پايه‌ريزي شد."

رحمانيان ادامه مي‌دهد: "اين هنرمندان، همزمان با شكل‌گيري كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، به طور جدي تئاتر عروسكي را نيز پي‌گيري كردند و بعد‌ها با همراهي جواناني كه از دل كانون بيرون آمدند، مانند حميد جبلي، ايرج تهماسب، فاطمه معتمد‌آريا، آتيلا پسياني و... تئاتر كودك و نوجوان را دنبال كردند."

مرضيه برومند در ادامه يادداشتي كه ذكر آن رفت، به وضعيت تئاتر كودك و نوجوان بعد از انقلاب پرداخته و مي‌نويسد: "بعد از پيروزي انقلاب، همين گروه بود كه دو نمايش موفق و به يادماندني "اولدوز و كلاغ‌ها" به كارگرداني رضا بابك، در سال 1359 و "يك جفت كفش براي زهرا" به كارگرداني بهرام شاه محمدلو، در سال 1360 را در تئاتر شهر، سالن چهارسو اجرا كرد. نمايش‌هايي كه خاطره موفقيت و استقبال بي‌نظير تماشاگران از آن‌ها هنوز در خاطره‌ها مانده‌است. بالغ بر 250 اجرا، سه اجرا در روز، صف‌هاي طويل كه چند دور گرد تئاتر شهر مي‌گشت و كف زدنهاي بي‌وقفه تماشاگران."

وي سپس در خصوص سرنوشت تئاتر كودك و نوجوان در سال‌هاي اخير، اظهار مي‌دارد: "با جدا شدن تئاتر شهر از تلويزيون و واگذاري آن به مركز هنرهاي نمايشي وزارت ارشاد، رابطه گروه ما با اين سالن گسسته شد، مديران بعدي تئاترشهر علاقه‌اي به تئاتر كودكان نداشتند، اغلب نمايش‌هايي كه در سالن‌هاي تئاتر شهر  اجرا مي‌شد از جنس تئاترهاي تجربي بودند و طبيعي است كه اين نمايش‌ها قادر نبودند نظر تماشاگران معمولي را به خود جلب كنند، تئاتر شهر و به خصوص سالن‌هاي كوچك آن تبديل شد به محافل خصوصي براي دست اندر كاران تئاتر و رابطه خانواده‌ها و بچه‌ها با تئاتر شهر قطع شد. سالن‌هاي تئاتر كتابخانه پارك لاله، چند دوره كوتاه فعال شد و دوباره رو به كسادي گذاشت،‌ تالار هنر را به تئاتر و تئاتر عروسكي براي بچه‌ها اختصاص دادند اما در هيچ دوره‌اي نتوانست رونق پيدا كند. دست اندركاران تئاتر و تئاتر عروسكي كودكان، براي امرار معاش جذب تلويزيون شدند و چراغ تئاتر كودكان خاموش شد. بدون هيچ سوسويي...مقصر كيست؟ مسئولين؟ دست اندركاران؟ يا بچه‌هاي بيچاره...؟"

٭ وضعيت موجود اجراي نمايش‌هاي كودك و نوجوان در تهران

با اشاره‌اي كه در يادداشت گلايه‌آميز مرضيه برومند از وضعيت موجود تئاتر كودك و نوجوان آمد، شايد بحث و بررسي در اين خصوص، چندان مفيد فايده به‌نظر نرسد اما از آنجا كه در اين گزارش، سعي بر آن است كه همه جوانب مربوط به اين مقوله، تا حدامكان مورد بررسي قرار گيرد، در ادامه، از ديدگاهي ديگر به وضعيت موجود نمايش‌هاي كودك و نوجوان پرداخته خواهد شد.

اما نكته ديگري نيز در اين مجال لازم به ذكر مي‌رسد و آن، اين است كه، از آنجا كه تهران، به دليل داشتن ويژه‌گي‌هاي خاص، همواره مركز اصلي بسياري از فعاليتهاي اقتصادي، فرهنگي، هنري و غيره بوده و در همه دوران، اكثر جريان‌ها و اتفاقات مهم در اين كلان شهر شكل گرفته‌است، پرواضح است كه فعاليت خاصي چون تئاتر كودك و نوجوان كشور نيز، بيشتر در اين شهر متمركز باشد. بنابراين، بررسي وضعيت موجود تئاتر كودك ايران، شايد تنها با پرداختن به شرايط اجرايي اين گونه نمايشي در تهران، امكان پذير بوده و اين شرايط، در بسياري از موارد، قابل تعميم به ساير نقاط كشور باشد.

 

الف- سالنهاي موجود اجراي نمايش كودك در تهران

گروه هنري پاكان، يكي از فعال‌ترين گروه‌هاي تئاتر كودك و نوجوان تهران در سال‌هاي اخير، در صفحه‌اي از سايت اختصاصي خود، سالن‌هاي فعال در زمينه تئاتر كودك را به اين شرح معرفي مي‌كند: "- تالار هنر، - كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، - مجتمع فرهنگي هنري شهيد چمران ( بوليگ عبدو سابق )، - فرهنگسراي خاوران (جوان)، - فرهنگسراي اشراق (طبيعت)، - فرهنگسراي بهمن (ورزش)، - فرهنگسراي شفق (دانشجو)، - خانه فرهنگ گلها، - تماشاگه تاريخ، - تماشاگه پول، - حوزه هنري، - فرهنگسراي نياوران، - فرهنگسراي سرو (‌بانو)،  - خانه فرهنگ نور، - خانه فرهنگ فدك، - تماشاگه زمان، - مجموعه فرهنگي هنري فردوس، - سينما تئاتر الفبا، - فرهنگسراي خانواده"

اما آنچه از بازتاب رويدادهاي نمايشي در حوزه تئاتر كودك و نوجوان، برمي‌آيد، به جز دو مركز فعال "تالار هنر" و "مركز تئاتر كانون پرورش فكري"، سالن يا مركزي كه به شكل اختصاصي و مداوم به اجراي نمايش ويژه كودكان و نوجوانان بپردازد در تهران وجود ندارد و مراكز ذكر شده در بالا، بطور پراكنده و مقطعي، به اجراي نمايش‌هاي كودك و نوجوان اختصاص مي‌يابد.

 

1- الف- مركز توليد تئاتر كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان

همانطور كه پيشتر ذكر گرديد، مركز توليد تئاتر كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، در سال 1351 راه‌اندازي شده و بعد از چند سال فعاليت قبل از انقلاب، گرفتار دوره‌ي ركود اوايل انقلاب شده‌است. با تدابيري که در شوراي انقلاب انديشيده مي‌شود، کانون مجدداً فعاليت‌هاي خودش را با جديت بيشتر شروع مي‌کند و مرکز تئاتر، فعاليت‌هايش رونق مي‌گيرد. اين مركز كه داراي دو سالن اجراي نمايش براي كودكان و نوجوانان است، در داخل مجموعه پارك لاله، واقع در بلوار كشاورز قرار گرفته‌است.

مركز تئاتر كانون، داراي مديريت و هيئت كارشناسي تحت نظارت كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان بوده و در خصوص تصميم‌گيري جهت اجراي گروه‌هاي نمايشي، به صورت مستقل عمل مي‌نمايد.   

 

2- الف- تالار هنر

تالار هنر كه در خيابان شهيد ورزنده، در ضلع شرقي مجموعه ورزشي شهيد شيرودي قرار دارد، ابتدا يكي از ساختمان‌هاي اين مجموعه ورزشي بوده‌است. اين سالن، بعدها به وزارت فرهنگ و آموزش عالي انتقال پيدا مي‌كند و تبديل به سالن نمايش دانشكده سينما و تئاتر _ دانشگاه هنر _  كه در جنب اين تالار قرار دارد، مي‌شود و در نهايت نيز به اداره ارشاد استان تهران انتقال پيدا مي‌كند.

در دوره ارشاد استان تهران، با وجود كمبود سالن‌هاي نمايشي، اين تالار مدت‌ها راكد و بلااستفاده مي‌ماند. اما در چند سال اخير، تالار هنر تحت برنامه‌ريزي و سياست‌هاي مركز هنرهاي نمايشي، دوره كاري جديدي را شروع كرده‌است. در حال حاضر اين سالن ويژه تئاتر عروسكي و نمايش‌هاي كودك و نوجوان است.

سايت اطلاع رساني كتاب اول، البته در خصوص تالار هنر، اطلاعات ديگري ارائه مي‌دهد: "تالار هنر در حدود سال1340 ، به منظور اجراي باله ساخته شد، اما به تئاتر سنتي و سياه ‌بازي اختصاص پيدا كرد. درحال‌حاضر، حدود 10 سال است كه تالار هنر به كانون نمايش‌هاي عروسكي‌، تئاتر كودك و نوجوان و جشنواره‌هاي عروسكي و كودك اختصاص دارد. تالار هنر 350 صندلي و سن ثابت دارد. امكانات نوري آن شامل پروژكتور موضعي و تخت و ديمر نوري است و از نظر صدا با وجود ميكسر و باند و ... در حد معمول قرار دارد. تالار هنر، كافي‌شاپي دارد كه استفاده از آن براي عموم آزاد است.

 

ب- گروههاي فعال

هرچند تئاتر ايران همانند بسياري از كشورها، تئاتري دولتي محسوب مي‌گردد و به شدت وابسته به حمايت و به قولي سوبسيد دولت است، اما به دليل ويژه‌گي خاص تئاتر كودك و پشتوانه غني مخاطب، چنانچه گروه‌هايي با برنامه‌ريزي و پشتكار، والبته جلب و جذب حمايت‌هاي دولتي و خصوصي، در اين زمينه تلاش كنند، بدون شك مي‌توانند ضمن حفظ استقلال گروهي، در جهت رشد و اعتلاي تئاتر كودك در كشور، منشا اثر باشند. سيد صادق موسوي، مدير تالار هنر در اين زمينه مي‌گويد: "من نمونه‌اي از مديريت خصوصي تئاتر كودك را در تهران ديدم كه مرا بسيار اميدوار كرد. بدون هيچ پشتوانه مالي و بدون هيچ پشتيباني دولتي و با همه ضعف‌ها و كاستي‌هايي كه هست، به شدت تعقيب مي‌كنند و خوشبختانه، به بازدهي مالي هم رسيده‌اند و اين دوستان، واقعا از اين حيث، بيش از ديگر سالن‌هاي تئاتر ، درآمدزايي مي‌كنند. يعني از نمايش‌هايي كه در تئاتر شهر اجرا مي‌شوند و با سوبسيد دولت كار مي‌كنند، به مراتب فروششان بيشتر است و موفق‌ترند و حتي گروه‌هاي مختلف را به لحاظ فرهنگي و مالي تغذيه مي‌كنند."

شناسايي و معرفي اشخاص و گروه‌هاي فعال تئاتر كودك، به دليل پراكندگي فعاليت‌هاو عدم مديريت و نظارت كارآمد دولتي، در حال حاضر امكان پذير نيست اما در اين مجال، به برخي از چهره‌ها و گروه‌هاي داراي سابقه اجرايي در چند سال اخير اشاره مي‌گردد.

 

1- ب- خانواده مهدي و گروه هنري پاكان  

گروه هنري پاكان، گروهي است كه اعضايش همگي از يك خانواده هستند؛ خانواده "مهدي". پدر، فرزندان و خواهرزاده‌هاو برادرزاده‌ها همگي در كارهاي مختلف تئاتر و تئاتر عروسكي شركت دارند و نام "پاكان"، به قول مجتبي مهدي، كارگردان و سرپرست گروه، به معناي پرورش انديشه و كاوش استعدادهاي نو است.

در گزارشي كه روزنامه "حيات نو"، شماره 635 - 20/12/83 – از فعاليت‌هاي اين گروه ارائه كرده، آمده‌است: "ورود گروه پاكان به عرصه تئاتر كودك، خود حكايتي دارد، احمد مهدي، بنيان‌گذار اين گروه، از تئاتري‌هاي قديمي است كه سال‌ها به عنوان يكي از پيش‌پرده‌خوان‌هاي مطرح در لاله‌زار بازي مي‌كرده‌است. بعد از انقلاب نيز مدتي در مقام مسئول هنري منطقه چهار آموزش و پرورش به فعاليت مي‌پردازد تا اينكه يك‌بار براي ديدن نمايش‌هاي كودك به كانون پرورش فكري كودك و نوجوان مي‌رود؛ عروسك‌ها و فضاي كودكانه آنجا، او را چنان مجذوب مي‌كند كه در ابتدا علاقه‌مند به عروسك‌سازي مي‌شود و بعد به طور جدي تصميم مي‌گيرد وارد حوزه تئاتر كودك شود. البته به همراه او، پسرها و نوه‌هايش نيز به اين حوزه كشيده مي‌شوند."

طبق گفته مجتبي مهدي، هيچ كدام از آنها تحصيلات تئاتري ندارند و همگي به صورت تجربي وارد اين حوزه شده‌اند. مجتبي مهدي هم از كودكي وقتي به همراه پدرش به پشت صحنه‌هاي نمايش مي‌رفته، به تئاتر علاقه‌مند و بعدها تا مدت‌ها به عنوان بازيگر و كارگردان در حوزه تئاتر بزرگسالان مشغول مي‌شود تا اينكه با ورود پدر به حوزه تئاتر كودك، او نيز به تدريج علاقه‌مند به اين شاخه نمايش مي‌شود. مهدي درباره روند فعاليت‌هايشان مي‌گويد: "از سال 1378 گروه‌هاي مهمان نيز با ما همراه بودند. گروه‌هايي كه توسط هيئت بازبيني گروه پاكان، كارشان مورد بازبيني قرار مي‌گرفت و به شرط مناسب بودن در سالن مجتمع شهيد چمران - كه مدتي در اختيار گروه قرار گرفته بود- اجرا مي‌شد اما مهم‌ترين بخش، توليدات خودمان است."

مهدي، از نمايشي با عنوان "سلطان شكمو" ياد مي‌كند كه چند سال پيش، سودي معادل پنج ميليون تومان داشته‌است. وي همچنين در خصوص نمايش‌هاي پرفروش ديگر اين سال‌ها از نمايش‌هاي: "آي قصه قصه"، "آي آدميزاد"، "اينجا چه خبر"، "قصه سيبي كه نصف شد" و "موشي مهربون شده" نام مي‌برد.

اين كارگردان درباره چگونگي به اجرا بردن نمايش‌هاي گروه مي‌گويد: "ما اوايل كار يك هيئت تحريريه با حضور 15 نفر نويسنده و كارگردان داشتيم و در اين جلسات براي نوشتن يك متن مدت‌ها با هم صحبت مي‌كرديم تا از طرح به متن مي‌رسيديم اما حالا مدت‌هاست كه ديگر هيئت تحريريه نداريم. بعضي از افراد گروه، به دليل مخارج زندگي و درآمد ناچيز تئاتر، اين كار را كنار گذاشتند و بعضي‌هاي ديگر نيز به دليل كنار نيامدن با سياست ما، رفتن را ترجيح دادند. مثلا بروز اختلافاتي در اهداي جوايز در جشنواره‌ها باعث شد عده‌اي از گروه جدا شوند. به هرحال ما در طي اين سال‌ها اين تجربه خوب را كسب كرديم كه به صورت محدودتر كار كنيم، با همكاراني كه در اين شش‌سال با وجود موج‌هاي حاصله همچنان ماندند و نرفتند. درحال حاضر گروه پاكان حدود 25 نفر است و از اين 25 نفر هم حدود 10 نفر به صورت ثابت و متمركز فعاليت مي‌كنند."

لازم به ذكر است كه گروه پاكان، در حال حاضر ضمن حفظ استقلال اقتصادي خود، به اجراي نمايش در سانس‌هاي ويژه و با قرار داد گيشه، مشغول است. 

 

2- ب- گروه هفت بارون و كارگاه تئاتر كودك ونوجوان

"امير مشهدي‌عباس" كه نزديك به 12 سال است گروه هنري خود را با عنوان”هفت بارون” داير كرده، هنرمند جواني است كه تاكنون آثارش علاوه بر اجراي عمومي، از جشنواره‌هاي مختلف جوايزي دريافت كرده و با استقبال روبه‌رو شده‌است. فعاليت عمده او در نويسندگي، كارگرداني و طراحي نمايش‌هاي كودك و نوجوان خلاصه مي‌شود و از سال 1372 به صورت حرفه‌اي مشغول فعاليت در اين زمينه‌است.

وي كه از وضعيت فعلي تئاتر كودك بسيار گله‌مند است، عقيده دارد: "تئاتر كودك و نوجوان در حال حاضر حركت رو به زوال را در پيش گرفته و الان چندين سال است كه اين وضعيت افتضاح به وجود آمده‌است. متاسفانه هر كسي مي‌آيد و باري به هر جهت كاري انجام مي‌دهد و مي‌رود. به همين دليل هيچ اتفاق خاص و مفيدي نيفتاده و اين موضوع همين طور رو به تكرار است. ما مي‌خواستيم ببينيم اگر توانش را داريم، گروه‌ها را متمركز كرده و يك سري اجراهاي خوب برايشان در نظر بگيريم. اين كار بدون حتي يك ريال حمايت مالي و پشتوانه‌اي انجام مي‌شود. يعني از خود نمايش درمي‌آوريم و خرج خودش مي‌كنيم و به همين دليل، اين كار برايمان خيلي سخت است."

مشهدي‌عباس تاكنون حدود 15 نمايش كودك و نوجوان را روي صحنه برده و بيست نمايشنامه را هم براي اجرا نوشته و در مواردي هم بازي در تلويزيون و تئاتر را تجربه كرده‌است.

3- ب- ناصر آويژه

"ناصر آويژه"، متولد ۱۳۵۰، فارغ التحصيل مدرسه سينمايي باغ فردوس و دانشجوي ادبيات فارسي است، او از سال ۱۳۵۹ در كانون پرورش فكري، كار نمايش را با "محرم زينال‌زاده" شروع كرده و در سال ۱۳۷۲ نمايش "ت، مثل تئاتر" را همراه با "رضا فياضي" در تالار هنر اجرا كرده‌است. او تا سال ۱۳۷۶ با يك مجموعه تلويزيوني همكاري كرد كه بعد از جدايي از آن گروه، با همسرش خانم گيتا داوودي، كار مشتركشان را شروع كردند كه اولين كارشان "صندوق شادي" بود و به مدت شش ماه در كانون پرورش فكري روي صحنه بود. اين نمايش در جشنواره تئاتر كودك و نوجوان كرمان، پنج جايزه و در جشنواره فرهنگسراها هم پنج جايزه برد. دومين كار او "يه شهر بي پرنده" بود كه در جشنواره ايران سبز شركت كرد و سومين كار آويژه "صندوقچه مرواريد" است.

ناصر آويژه در خصوص فعاليت‌هاي نمايشي خود در حوزه تئاتر كودك، در مصاحبه‌اي با روزنامه همشهري – دوشنبه اول ديماه 82-  اظهار مي‌دارد: "بايد بگويم كه به طور اتفاقي در اين راه افتاديم، ولي بعد ديديم كه كار قشنگي است. از سال ۱۳۷۲ با كار "ت، مثل تئاتر" كارم را شروع كرده و آن را ادامه دادم. حتي در كارهاي تلويزيوني هم براي كودك كار كردم. اگر براي كودك كار مي‌كنم به اين خاطر است كه دنياي قشنگي است. ما هيچ ادعايي نداريم كه درست كار مي‌كنيم اما اين ادعا را داريم كه صادقانه كار مي‌كنيم، يعني تلاش ما اين است كه تماشاچي‌مان را جدي بگيريم. براي اين كار [ صندوقچه مرواريد ]، ما سه ماه كار نگارش و دو ماه كار تحقيق را شروع كرديم."

آويژه در ادامه مي‌افزايد: "ما نوشته‌هايمان را به صورت كارگاهي مي‌نويسيم، يعني سوژه را به همسرم مي‌دهم و مي‌گويم شما اين را بنويس. بعد او شروع به كار مي‌كند يا در مواقعي هم ايشان سوژه‌اي را به من مي‌دهند. الان ما داريم كاري را آماده مي‌كنيم كه براساس افسانه‌هاي ايراني است و پيشنهاد نويسنده بود. بعضي سوژه‌ها هم سفارشي است،  مثلاً نمايش "يه شهر بي پرنده"، در واقع سفارش جشنواره ايران سبز بود."

آويژه در خصوص چگونگي اجراي كار تئاتر كودك مي‌گويد: "خدا را شكر تا به حال مشكلي به آن صورت نبوده، چون ما منتظر نمي‌شويم كه نمايش‌مان را براي سالن اجرا كنيم. ما مدام براي بچه‌ها اجرا مي‌كنيم. هرجا كه بچه‌ها باشند ما هم آنجا هستيم. بنابراين مشكل اساسي نداشته‌ايم. فقط يك مشكل است، آن هم اين كه كساني كه در راس كار و به عنوان متوليان نمايش كودك و نوجوان هستند، در اين زمينه كمتر اطلاع دارند و بيشتر مقايسه‌اي كار مي‌كنند. خيلي علمي نگاه نمي‌كنند. من شخصاً سالي دو تا كار را آماده مي‌كنم. در حالي كه خيلي‌ها مي‌گويند مي‌شود در سال چهارتا كار هم آماده كرد، در صورتي كه آن دوتا هم زياد است."

 

4- ب- عبدالعلي زاده و گروه هنري ره‌آورد 

رضا عبدالعلي زاده متولد سال 1342 در شهر تهران است. آغاز فعاليت هنري وي با ورود به  "هنرکده آزاد هنرپيشگي آناهيتـا" -1361 – و بازي درنمايش‌ "عمليات بولو لايت – هائيتي –" به کارگرداني مصطفي اسکويي همراه بوده و با فارغ التحصيل شدن از هنرکده آناهيتـا -1365 - و بازي در نمايش يرما - مهدي ارجمند- سالن شماره 2 تئاتر شهر ادامه مي‌يابد. تشکيل گروه نمايش عروسکي و اجراء در مناطق مختلف از سال 1368 و کارگرداني و بازيگري نمايش " آواز قناري"  سال -1369 – در تالار هنر از اولين فعاليت‌هاي عبدالعلي‌زاده در خصوص تئاتر كودك و نوجوان به حساب مي‌آيد.

عبدالعلي‌زاده همچنين يكي از موسسين "گروه هنري ره‌آورد" به حساب مي‌آيد كه در سال 1377 با هدف فعاليت در زمينه تئاتر كودك و نوجوان تشکيل شد و اعضاي آن عبارت بوداند از آقايان کاظم هژيرآزاد، حسن مهماني، منصور ميرزابايي و کارلو اسکندري و فرزاد مستوفي. در سايت اختصاصي اين گروه از نمايش " آيا مي شناسيد کهکشان راه شيري را؟" به عنوان اولين نمايش اين گروه ياد شده‌است كه توسط کارلو اسکندري از زبان ارمني ترجمه و رضا عبدالعلي زاده آن را در سال 1377 کارگرداني نموده‌است. 

از ديگر فعاليت‌هاي عبدالعلي‌زاده در زمينه تئاتر كودك و نوجوان مي‌توان به آثار ذيل اشاره داشت: کارگرداني نمايش "ستاره کوچک تو"  اثر ايوان آستريكف به سال 1381 ، تالار هنر، کارگرداني نمايش "شاپرک و رقص برگها" نوشته اسماعيل منصف به سال 1383 ، تالار هنر ، نمايشنامه خواني نمايش "شش پنگوئن كوچك" اثر بوريس آپريلوف در تيرماه 1383 و نمايشنامه خواني "عجب و رجب" در مهرماه 1383 در تالار هنر و بازي و كارگرداني نمايش "قوري و گل پياز" ، خرداد 1384 ، تالار هنر.

رضا عبدالعلي‌زاده كه  نمايش "شش پنگوئن كوچك" نوشته بوريس آپريلوف را با ترجمه بهرخ حسين بابايي، در تالار هنر به صحنه برده‌است در مصاحبه‌اي با سايت ايران تئاتر- سه شنبه 20 تير 1385 - در خصوص گرايش به استفاده از متون غير ايراني مي‌گويد: "يكي از مشكلات تئاتر كودك در ايران، كمبود نويسنده خوب است. "آواز قناري" را هم كه خودم نوشم در واقع قصه‌اي با ترجمه صمد بهرنگي بود كه آن‌را به نمايشنامه تبديل كردم. ما نمايشنامه خوب نداريم. نويسنده‌هاي كودك ما مشكل‌شان اين است كه خيلي شعاري مي‌نويسند يا مستقيماً مي‌خواهند چيزي را به بچه‌ها بياموزند. ديگر آموزش از طريق مستقيم كاركردش را از دست داده است. نمايشنامه‌هاي كودك ما اكثراً سطحي هستند. به هر حال مشكل من اين است كه در گروه‌ام نويسنده ندارم."

وي سپس در پاسخ به اين سوال كه: "در بروشور نمايش شما آمده كه اين كار ويژه كودك و نوجوان است در حاليكه محتوا و نوع اجراي نمايش فقط مختص كودكان است و با تئاتر نوجوان فاصله دارد." مي‌گويد: "نمايش من بعد ديگري هم دارد كه بزرگترها و نوجوان‌ها مي‌توانند از آن استفاده كنند. من در تمام كارهايم به غير از كودكان، به نوجوانان هم توجه مي‌كنم. اما واقعيت اين است كه ما تئاتر نوجوان نداريم چون مخاطب خودش را از دست داده است. نوجوانان به سمت فيلم، دي وي دي كامپيوتر و ماهواره كشيده شدند. ما در سال‌هاي قبل نتوانستيم كه معضلات تئاتر نوجوانان را روي صحنه بياوريم و به همين دليل نوجوان‌ها هم به تئاتر پشت كرده‌اند."

عبدالعلي‌زاده در ادامه در خصوص تئاتر نوجوان مي‌افزايد: "نوجوانان چيزهايي را مي‌طلبند، اين كه در صحنه با چيزهاي شگفت‌انگيز روبه‌رو شوند. در تئاتر نوجوان دو اتفاق بايد بيفتد؛ يا متن از لحاظ محتوايي بايد بسيار غني باشد يا از لحاظ صحنه‌اي آن قدر زيبا باشد كه آن‌ها را به ديدن تئاتر علاقه‌مند كند. اما با كمبود امكانات فعلي چنين چيزي امكان ندارد. من نمي‌توانم با چهار تا تير و تخته نوجوان‌ها را شگفت‌زده كنم. ما فقط سعي كرديم كه براي بزرگتر‌ها تئاتر داشته باشيم. در حالي كه بايد بدانيم تمركز روي نوجوانان بدين معناست كه براي تماشاگران آينده سرمايه‌گذاري كرده‌ايم، آن‌ها وقتي بزرگ مي‌شوند تماشاي تئاتر همچنان برايشان جزء بايدها باقي مي‌ماند.

 

5- ب- گروه آرين 

روزنامه شرق، در شماره۵۴۰ - ۱۲ مرداد ۱۳۸۴- در گزارشي از اجراي نمايش "سه بچه خوك"، كاري از گروه آرين، به كارگرداني افسانه زماني در تالار هنر چنين مي‌نويسد: "نمايش عروسكى "سه بچه خوك" به كارگردانى افسانه زمانى، كه در دهمين جشنواره بين المللى تئاتر عروسكى شركت كرده بود، اينك در تالار هنر روى صحنه است. يكى از مهمترين ويژگي‌هاى اين نمايش عروسكى، توجه به مخاطب كودك است كه آن‌را در زمره اجراهاى پرفروش عروسكى قرار داده و از اين روست كه توجه به اجراى آن، امرى ضرورى مى نمايد."

 "افسانه زمانى" كارگردان، طراح و سازنده عروسك و عروسك‌گردان، كه فارغ‌التحصيل دانشكده هنرهاى زيبا در گرايش نمايش عروسكى است، سابقه شركت در سه جشنواره بين‌المللى تئاتر عروسكى را در پرونده كارى خود دارد. "چاله" در جشنواره هفتم، "حسن كچل" در جشنواره نهم و "سه بچه خوك" را در جشنواره دهم اجرا كرده‌است. زمانى درباره خودش مى گويد: "براى پايان‌نامه‌ام نمايش "مضرات دخانيات" نوشته چخوف را به شيوه عروسكى اجرا كردم. در تمام اين سال‌هانيز عروسك‌گردانى كرده‌ام. آخرين عروسك‌گردانى من در نمايش "رستم و سهراب" اثر بهروز غريب پور بود."

در ادامه گزارش روزنامه شرق آمده‌است: "افسانه زمانى كه يكى از اعضاى اصلى گروه تئاتر "آرين" است در كنار آزاده سهرابى، پيمان شريعتى، پيام فروتن، مجيد خياطى، على پاكدست، شهروز هماوران، همايون اصلاحى، آزاده دلير، احسان غفارى، حجت ترصدى، الهام زمانى و بسيارى ديگر از هنرمندانى كه او را يارى كرده‌اند، به توليد تئاتر ويژه كودك و نوجوان مي‌پردازد."

پيمان شريعتى، سرپرست گروه آرين مي‌گويد: "هدف عمده تشكيل اين گروه، توجه به تئاتر كودك و نوجوان و به ويژه نمايش عروسكى ويژه اين گروه سنى است."

 

پ- متوليان و مراكز فعال تئاتر كودك و نوجوان

از آنجا كه مسئله متولي‌گري تئاتر كودك و نوجوان، يكي از مهمترين و بحث‌برانگيزترين مسائل مربوط به اين حوزه نمايشي است، در بخش آسيب‌شناسي تئاتر كودك، بيشتر به آن پرداخته خواهد شد. اما آنچه در اينجا لازم به ذكر مي‌رسد اين است كه بجز مركز تئاتر كانون پرورش فكري، كه بيش از سي‌سال است به عنوان متولي تئاتر كودك، درحال فعاليت است و مركز هنرهاي نمايشي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، كه مدتي است با تشكيل شوراي نظارت بر تئاتر كودك و كانون تئاتر كودك و نوجوان، فعاليت در اين زمينه را جدي گرفته‌است، تئاتر كودك و نوجوان در ايران، از هيچ مركز و تشكيلات ديگري به عنوان متولي و مسئول برخوردار نبوده‌است.

در اين بخش، شايد خالي از لطف نباشد كه تنها به اظهارات علي اكبر حليمي، مسوول تربيتي شعبه مركزي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان مشهد، با خبرگزاري ايسنا، كه در خصوص مقايسه تعداد كانون‌هاي فرهنگي و هنري مخصوص كودكان در شهرهاي اروپايي با شهرهاي بزرگ ايران ابراز داشته اشاره‌اي داشته باشيم: "در وين اتريش، حدود 60 مركز فرهنگي و هنري در جهت فعاليت‌هاي آموزشي كودكان به صورت فعال، همه ساله بيش از 300 هزار نمايش ارائه مي‌كنند و اين در حالي است كه در شهر مشهد با توجه به جمعيت دو برابري شهرمان نسبت به وين فقط 3 الي 4 كانون فعال وجود دارد كه در سال تعداد محدودي نمايش ارائه مي‌كنند. البته در اين امور، حمايت دولت هم بسيار محدود است و مخارج اين نمايش‌ها بسيار بالا است. حتي در مدارس، اجراي نمايش‌هاي حرفه‌اي عملا وجود ندارد و اين در حالي است كه در دنيا، نمايشنامه‌هاي شكسپير و چخوف و ... در تمامي مقاطع تحصيلي، جهت بالا بردن سطح فرهنگي دانش‌آموزان ارائه مي‌شود." ( ايسنا / سرويس شهرستان‌ها 13/2/1385)

 

ت- روند فعلي توليد و اجرا

توليد و اجراي نمايش كودكان و نوجوانان، به دلايل مختلف، از جمله مشكل متولي در اين حوزه، عدم وجود تعريف و تعبير درست از مقوله تئاتر كودك، پراكندگي فعاليت‌هاو...، درحال حاضر از روند مشخص و قابل بررسي برخوردار نيست. به همين دليل، آنچه بيش از هر چيز در اين خصوص لازم و ضروري مي‌رسد، پرداخت آسيب‌شناسانه به وضعيت توليد و اجراي نمايش كودك است. بنابراين، پرداختن به اين مقوله مهم، به بخش آسيب‌شناسي تئاتر كودك، ارجاع داده مي‌شود.

 

٭ مخاطب شناسي تئاتر كودك و نوجوان

يكي از وجوه امتياز و حتي به تعبيري، برتري و رجحان تئاتر كودك و نوجوان نسبت به ساير گونه‌هاي نمايشي، موضوع مخاطب و تماشاگران آن مي‌باشد كه هم به لحاظ فراواني ( كميّت) و هم به لحاظ تاثيرگذاري و نقشي كه در سازندگي مخاطبان كودك به عنوان نسل آينده ساز جامعه دارد، قابل توجه است. سيد صادق موسوي، مدير تالار هنر، در اين زمينه معتقد است: "ما تعداد زيادي مخاطب داريم. اگر ما در تئاتر حرفه‌اي، مخاطب خاص و به اصطلاح فرهيخته و يا بخش متفاوتي از جامعه را داريم كه قشري محدود است، در عرصه تئاتر كودك ونوجوان، مخاطب‌مان فوق‌العاده زياد است."

ايشان با ارائه آماري در خصوص يكي از نمايش‌هاي به اجرا در آمده در ماه گذشته در تالار هنر و مقايسه اجمالي آن با نمايشي حرفه‌اي در همان زمان در تالار اصلي تئاتر شهر، اظهار مي‌دارد: " ما نمايشي داشتيم توسط يكي از گروه‌هاي فعال تئاتر كودك كه بدون كمك گرفتن حتي ريالي از مركز هنرهاي نمايشي، و با قرارداد گيشه، توانست بيش از 8500 مخاطب را به تالار هنر بكشاند. در حالي كه همان زمان، نمايشي در سالن اصلي تئاتر شهر، با حدود 30-20 ميليون تومان قرارداد با مركز، اجرا مي‌شد كه مخاطب بسيار كمتري از آن ديدن كرده بودند."

با نگاهي اجمالي به اين آمار و در نظر گرفتن شرايط حرفه‌اي كارگردان و بازيگران و موقعيت اجرايي سالن اصلي نسبت به تالار هنر، متوجه تفاوت فاحش ميان شرايط اجرا و مخاطب در دو گونه نمايشي كودك و نوجوان و بزرگسال مي‌شويم. اين امر البته بيش از هر چيز، توجه و عنايت مسئولين و متوليان حوزه نمايش را به پرداختن به زمينه بكر، موثر، پرمخاطب و از همه مهمتر آينده ساز هنر و جامعه را طلب مي‌كند.  

 

- مخاطب كودك، نيازها و امكانات

مسئله مخاطب تئاتر كودك، - چنانكه گفته شد- به همان ميزان كه داراي ويژگي‌هاي منحصر به فرد است، از حساسيت و ظرافت خاصي نيز برخوردار مي‌باشد. چرا كه مخاطبان كودك و نوجوان، به نسبت سن و سال و ويژگي‌هاي فردي و اجتماعي، داراي خصوصيات متفاوت و گوناگوني مي‌باشند كه توجه، مطالعه و دقت فراواني را در برخورد با آنان طلب مي‌كند. بهروز غريب پور، معتقد است: " ابتدا در تئاتر كودك و نوجوان، اين تصور وجود داشته كه مرزبندي ندارد. درحالي كه رشد كيفي تئاتر كودك و نوجوانان، همه دست‌اندركاران و فعالان تئاتر را متوجه كرد كه در تئاتر كودك مرزبندي‌ها بسيار بيشتر از تئاتر بزرگسالان است. در مورد تئاتر كودكان بين ۳ تا ۷ سال، تصور اينكه عروسك‌هاموجودات زنده‌اي هستند، ذي وجودند و نيازهايي شبيه به نيازهاي خودشان دارند؛ كاملاً به عنوان يك پديده تجربه شده‌است. درحالي كه از سنين ۷ تا ۱۳ سال ما نياز اين باور را كمتر مي‌بينيم و از سن ۱۳ تا ۱۹ سال، برخي از نوجوانان در مقابل تئاتر عروسكي واكنشي دارند. به اين معنا كه تظاهر مي‌كنند اينها عروسك‌اند و ما كودك نيستيم."

غريب‌پور، در ادامه مي‌افزايد: "تئاتر مناسب با دختران تفاوت‌هاي اساسي‌اي با تئاتر متناسب با پسران دارد. اگر نوجوان دختر، نيازمند دريافت پاسخ سؤال‌هايي است كه دختران در اين سن با آنها مواجه هستند؛ نوجوان پسر، دنبال تحرك و هيجان است. به اين دليل، ما امروزه مي‌بينيم كه ما بايد تئاتر كودكان و نوجوانان را با توجه جنسيت آنها با مرزبندي مشخص كنيم. در تئاتر كودكان، بايستي آموزه‌هاي لازم براي رشد سني و تجربه اجتماعي به وجود بيايد، در حالي كه در تئاتر نوجوانان بايستي به سؤالهاي آنان پاسخ داده بشود. همينطور انواع تئاتري كه براي آنان در نظر مي‌گيريم. كودكان را بايستي از طريق تئاتر عروسكي جذب كنيم و پيام‌مان را به آنها منتقل كنيم درحالي كه در تئاتر نوجوانان، بهتر است اين كار از طريق تئاتر زنده انجام بشود."

داود كيانيان نيز در اين رابطه مي‌گويد: " ما تئاتر كودكان و نوجوانان براي كودك، با كودك و درمورد كودك داريم. در حالي كه تئاتر بزرگسالان، تنها يك تئاتر براي مخاطبانش دارد. بنابراين در بخش كودك و نوجوان ضرورت دارد كه اين تقسيم‌بندي‌ها انجام شود. براي اين كه اين‌ها آدم‌هاي متفاوتي هستند؛ يك نوجوان، مسائل بلوغ را دارد كه يك كودك و خردسال ندارد. پس مسائل اين‌ها با هم متفاوت است."

و صادق موسوي در خصوص ارتباط شكل و شيوه‌اجرا و مضمون نمايش‌هاي كودك و نوجوان با مخاطب اين‌گونه از نمايش‌ها چنين اظهار مي‌دارد:  "متاسفانه در خيلي از نمايش‌هايي كه الان ديده مي‌شود، آموزش پنهان صورت نمي‌گيرد و شعارگرايي و نصيحت و وعظ و موعظه رواج دارد. اين موضوع شرايط تئاتر را خيلي شكننده كرده‌است و كودك و نوجوان را از سالن‌هاي تئاتر فراري مي‌دهد."

بهروز غريب پور در مصاحبه‌اي با ويژه نامه دوچرخه، شماره ۱۷۰ - ۶ بهمن ۱۳۸۲ –  در اين رابطه توضيحات جامع‌تري را ارائه مي‌دهد: "بسياري از نوجوانان علاقه دارند در مدرسه و يا فرهنگسراها در گروه‌هاي نمايش، شركت كرده و نقش بازي كنند، اما اين علاقه، ظاهرا در فضاي حرفه‌اي خيلي جدي گرفته نمي‌شود. نوجوان در مرز كودكي و بزرگسالي قرار دارد و بيشتر دوست دارد كه او را بزرگ بدانند،  اما هنوز ردپايي از كودكي دارد، بنابراين در شرايط بسيار ويژه سني به سر مي‌برد. روي اين اصل وانمود مي‌كند كه از تئاتر كودك لذت نمي‌برد و به همين دليل به آثاري گرايش دارد كه فهم آنها براي سن او دشوار است. در نتيجه، نوع ويژه‌اي از تئاتر براي او لازم است كه نوشتن و كارگرداني آن دشوار است و به همين خاطر به فراموشي سپرده شده‌است."

وي در پاسخ به اين سئول كه جذابيت‌هاي تئاتر براي نوجوانان چيست و چه بايد باشد؟ پاسخ مي‌دهد: "يكي از بهترين هنرها براي كمك كردن و لذت دادن به نوجوانان، تئاتر است. اين هنر مي‌تواند نوجوان را آرام كند، به او سمت و سو بدهد و از دلشوره‌هايش بكاهد. در فرهنگسراها كه خبري از اين نوع تئاتر نيست و تئاترهايي كه براي كودكان ساخته مي‌شود، ديد فلسفي و زيباشناسي ويژه كودك ندارد. از سوي ديگر آماده سازي نوجوانان براي درك و لمس دنياي واقعي، از جذابيت‌هاي اين نوع تئاتر است. نوجواني يعني روي ابرها راه رفتن، يعني دنيايي كه با واقعيت‌ها فاصله دارد. تئاتر مي‌تواند نوجوانان را به زمين و به زندگي نزديك كند."

غريب پور همچنين در پاسخ به اين سئوال كه آيا تئاترهاي فعلي چنين جذابيتي دارند؟ مي‌گويد: "بعضي نمايش‌ها، بله. اما متاسفانه اين سن هنوز به رسميت شناخته نشده‌است، نه در موسيقي، نه در تئاتر و نه در ادبيات." او در پايان اين مصاحبه اظهار مي‌دارد: "از زبان من بنويسيد كه اگر در تئاتر، جاي ويژه‌اي براي اين گروه سني تعريف شود، بسياري از ناشناخته‌هاي يك نسل، آشكار خواهد شد و به خانواده‌ها، مسؤولان و مديران جامعه و... خواهد فهماند كه جامعه در چه حالي است و براي رفع مشكلات خود چه نيازهايي دارد. حتي اگر درماني در كار نباشد، بيان درد، بخشي از درمان خواهد بود."